روضه های شب پنجم چقدر جانکاه است
حسین محمدیپسندیدن2
بازدید2.7K
روضههای شب پنجم چقدر جانکاه است سینهزنها، حسنیها شبِ عبدلله است بیشتر از همه شب روضه شکسته بال است لاجرم روضهی امشب طرف گودال است روضه امشب سخن از دست شکسته دارد غصهی کوچه و یک مادر خسته دارد روضه در سینهی خود داغ عزیزی دارد تا به پهلوی شکسته چه گریزی دارد روضه امشب همه جا میرود از لطفِ کریم از مدینه، کربلا می رود از لطفِ کریم صاحب روضه کریم و کَرَمَش قیمتی است یازده ساله شبیه پدرش غیرتی است یازده ساله ولی خیر کثیری دارد پسر شیر جمل خود دل شیری دارد بیخیال تبر و نیزه و شمشیر آمد آی، اِی لشکر کفتار صفت، شیر آمد آمد و دید که از زخم عمو افتاده راه یک نیزهی وحشی به گلو افتاده لشکری تیغکشان سمت عمو میآید شمر همراه سنان سمت عمو میآید تیرها حلقه به دور بدنش میبستند نیزهها را همه محکم به تنش میبستند گفت ای وای عمو صبر نما در راهم عاشق سوختهی راه تو عبداللّهم پسرِ روضه رسانیده خودش را به عمو دست خود را سپر انداخته در راه گلو ناگهان دست شکست و نفسش بند آمد باز بر روی لب حرمله لبخند آمد ببین عمه بر زمین فِتاده پیکر عمو مگو بمان که شمر هم امان نمیدهد به او برای غارت سرش رسیده نوبت سنان دو نیزه هم سپر شود، دو نیزه است نگو که کوچکم ببین که بحث غیرتم شده نگو بمان نمیشود که کوچه عِبرتم شده نگیر خورده عمه جان که بیقراریم به جاست سنان کربلای ما مغیرهی قدیمهاست