روضه های شب پنجم چقدر جانکاه است
سید محمدرضا نوشهورپسندیدن17
بازدید2.4K
روضههای شب پنجم چهقدر جانکاه است سینهزنها، حسنیها، شب عبدالله است بیشتر از همه شب روضه شکسته بال است لاجرم روضه ی امشب طرف گودال است روضه امشب سخن از دست شکسته دارد غصه ی کوچه و یک مادر خسته دارد (یک نفر فهمیده باشد درد زهرا را اگر، آن تو هستی) روضه ی روضه در سینه ی خود داغ عزیزی دارد تا به پهلوی شکسته چه گریزی دارد روضه امشب همه جا می رود از لطف کریم از مدینه کربلا می رود از لطف کریم صاحب روضه کریم و کرمش قیمتی است یازده ساله شبیه پدرش غیرتی است یازده ساله ولی خیر کثیری دارد پسر شیر جمل خود دل شیری دارد بی خیال تبر و نیزه و شمشیر آمد آی ای لشکر کفتارصفت، شیر آمد آمد و دید که از زخم، عمو افتاده راه یک نیزه ی وحشی به گلو افتاده لشکری تیغکشان سمت عمو می آمد شمر همراه سنان سمت عمو می آمد (اومدم که مشکلا رو حل کنم تا به حرفای بابام عمل کنم دست از تنم جدا شده عمو چهجوری حالا تو رو بغل کنم؟) تیرها حلقه به دور بدنش میبستند نیزهها را همه محکم به تنش میبستند گفت ای وای عمو صبر نماند، در راهم عاشق سوخته ی راه تو عبدالله ام پسر روضه رسانیده خودش را به عمو دست خود را سپر انداخته در راه گلو نبینم بر زمین فتاده پیکر عمو نگو به ما که شمر هم امان نمی دهد برای غارت سرش رسیده نوبت سنان دو نیزه ام سپر شود، دو نیزه است عمه جان نگو که کوچکم ببین که بحث غیرتم شده نگو به ما نمی شود که کوچه عبرتم شده نگیر خرده عمه جان که بیقراری ام به جاست سنان کربلای ما مغیره ی قدیم هاست