این دیگه بار آخره، نزن نزن نزن
امیر برومندپسندیدن21
بازدید800+
این دیگه بار آخره، نزن نزن نزن ضرب لگد زجرآوره، نزن نزن نزن عمه لطفا بزار تا رها شم از قید بدن آقا تنهاست، قَسَمِت میدم تو رو جون حسن دور عمو شلوغه، مثل بابام غریبه عمه ببین دور عموم این همه نانجیبه دست منو رها کن، تاب و توون ندارم طاقت دیدن عمو رو غرق خون ندارم پیش دشمن اگه دستمم شد جدا شه از بدن با سر، با تن، نمیذارم به عموم سنگ بزنن غصه نخور عمو جون برات سپر آوردم *** ایستادم به نوک پنجهی پا امّا حیف دستش از روی سرم رد شد و بر مادر خورد *** اسباشونو آوردن، میخوان بیان تو گودال سپر میشم با بدنم نشه تن تو پامال بیکس، تنها، عمو افتاده میون قتلگاه تنهاست امّا نگاهش مونده سمت خیمهها هر کی با هر چی داره، هر جوری که میتونه با نیزه و سنگ و عصا دور عمو میمونه شمر اومده تو گودال با اون نگاه مستش پنجه به موهای عموم زد، قلم شه دستش *** غروب شد، آفتاب نشست شمر ولی از تنت پا نشد غروب شد نمازش رو بست راه حلقت ولی باز نشد *** یک زن تنهام چطور شمرو ازت جدا کنم؟ پاشو اذون مغربه، من به کی اقتدا کنم؟