کجای روضهمون نشستی ای، صاحب عزا
عادل خوشروپسندیدن6
بازدید200+
کجای روضهمون نشستی ای، صاحب عزا قراره که نبینمت تا کی، صاحب عزا کجای دنیا گریه میکنی، یابنَ الحَسن برای قتلگاه و بزمِ می، صاحب عزا آجَرَکَ الله، سرِت سلامت این روزا میدونم میشه قلبت اذیت ما میشنویمو شما میبینی چجور به عمه زینبت، شده جسارت با مادرت روضه میخونی این شَبا مِنَّت بذار تو مَجلسِ ماهم بیا اگه میری کنار شیشگوشهی حسین سلام مارو برسون به کربلا (یابنَ الحَسن، آقا بیا...) ****** با تمامِ هستیات خود را ندیدن مشکل است سختتر از خود زِ اولادَت بُریدن مشکل است نیمه شب از خوابِ طفلانت پریدن مشکل است بعد از آن یک لحظه حتی آرَمیدَن مشکل است یک شبه یکباره یکدَم قَد خمیدن مشکل است از جگر از جان مگو وقتی که مادر نیستی از غمِ طفلان مگو وقتی که مادر نیستی از دلی سوزان مگو وقتی که مادر نیستی آه از باران مگو وقتی که مادر نیستی داغِ مادر را فقط قدری چشیدن مشکل است از همه از هرکسی او بیشتر آورده است هرکه با سر آمده خانم دو سر آورده است او فقط خود را نه بلکه دو پسر آورده است دو پسر نه دو سپر نه دو جگر آورده است قبلِ قربانی شدن شانه کشیدن مشکل است داد اول بازهَم روزیِ میکائیل را بعد از آن خانم تَفَقُد کرد عزرائیل را بعد لطفی کرد با پا بالِ جبرائیل را بعد هم آورد از خیمه دو اسماعیل را آه ابراهیم این غم را شنیدن مشکل است زینب آمد یا که نه میآمد آنجا فاطمه زینب است این یا حسن یا که علی یا فاطمه گفت عباس از ادب این کیست آیا فاطمه لافَتا اِلّا علی لا سَیفَ اِلّا فاطمه کربلا را بی حضورش آفریدن مشکل است در شُکوهِ او علی را حق تعالیٰ ریخته در حجابِ او خودش را نیز مولا ریخته تشنه است اما به زیرِ پاش دریا ریخته کاسهی آبی پُشتشان با گریه زهرا ریخته گفت پیشِ محضرش با سر رسیدن مشکل است با برادر گفت آقاجان دو جانم را ببین پیشِ رویِ خود تمامِ خانِمانم را ببین پیرمردِ این حرم دو نوحه خوانم را ببین ای جوانمُرده کمی دو نوجوانم را ببین بعدِ اکبر ماندن و جامه دریدن مشکل است چادرِ مادر به سر کرد و از این غم گریه کرد گریه کرد و پیشِ او اربابِ عالم گریه کرد گریه کرد و پشتِ او عباس یکدَم گریه کرد زیرِ لب تا گفت مادر، مادرش هم گریه کرد گفت بی سوگند از اینجا پریدن مشکل است بِینِ خیمه بود و میآمد صدایِ بچهها مادر است و کاش میرفت او بِجای بچهها حیف آبی نیست ریزد پُشتِ پای بچهها وای میآمد زِ میدان نالههای بچهها دیدنش که هیچ مادر را ندیدن مشکل است ****** چهل تا نامرد، مُغَیره میزد دیگه از اون شب مادرم شده کمردرد دومی داد زد سرِ زهرا یک نفر هم نگفت بیجا کرد قُنفُذِ رَزل پشتِ هم میزد حیدر این صحنه را تماشا کرد کشتن مادرو بیحیاها با لگد واکردن درو همه ریختن سرِ ناموسِ حیدرو میخنده دومی دستِ بابامونو میبنده دومی سیلیهاش گوشواره رو کنده دومی میخ در داغه و توی دستای مغیره شلاقه و واسه خودنمایی قُنفُذ مشتاقه و فِضِّه زودتر بیا افتاده مادرمون زیرِ دست و پا اینکه هر دَم با شهیدان بود حالا نیست نیست اینکه با اکبر پریشان بود حالا نیست نیست از میان نیزهها مادر شنیدن مشکل است نالهها میآمد و زینب صدا میزد حسین حالِ آنان بد شد و زینب صدا میزد حسین یک نفر سر میزد و زینب صدا میزد حسین گفت عون اَشهد و زینب صدا میزد حسین سمتِ او در بینِ نامحرم دویدن مشکل است ****** داد زدن، دخترتو یه عده جلاد زدن همینکه چشمم به تو افتاد زدن گفتم دلم بابامو میخواد زدن جار زدن، این خبرو رو در و دیوار زدن حرفِ مارو تو کوچه بازار زدن گفتن کنیز و حرفِ بیمار زدن زدن زدن زدن زدن، حرفای بد طعنه زد به چادرم هرکی اومد زدن زدن زدن زدن، زخمِ زبون چیبگم از خندههای ساربون زدن زدن زدن زدن، شمر و شبس جوری که تمومِ دندونام شکست ****** خدایی نامرده اونی که با نیزه آقا راهِ گلوتو سد کرده یا اونی که پیشِ زینب جسمِ تورو لگد کرده یکی عصا میزد یکی دیگه به صورتت آقا با کفِ پا میزد یه مادری هم گوشهی گودال تورو صدا میزد سپرِ بلای بچههات شدم، هیشکیو به قَدرِ زینب نزدن تو که از تنورِ خولی اومدی، دیگه بچههات به نون لب نزدن ****** هوای شونهاتو بابا، هنوزم موی من داره بگیر دستامو که بالم، هوای پَر زدن داره حراجی بودم و مُردم، تو اون اوضاعِ بد گفتم بپرس عمه که این بازار، به قَدِّ من کفن داره گوشامو میگیرم اینجا، نه واسه زخمِ رو گوشام میبینی کوچههای شام، که خیلی بد دهن داره تورو عریان رها کردند، تورو از من جدا کردند تنت رو دیدن و گفتند، بده که پیراهن داره