میرسد روزی که می آید سواری از سفر
حاج عبدالله باقریپسندیدن3
بازدید100+
میرسد روزی که می آید سواری از سفر این شبِ هجران به پایان میرسد وقتِ سحر جمعهای با ذکر و شورِ دلنشینِ فاطمه میرسد پشت و پناهِ سرزمین فاطمه عاقبت تنها امید ناامیدان میرسد با سپاهی از شهیدان میرسد یا صاحب الزمان... **** سرو ما از خیمه بیرون زد صلابت را ببین مادرش میگفت زینب قد و قامت را ببین پنج تن در یک نفر گر جمع باشد این علیست در وجودش روح انوارِ هدایت را ببین خلق و خو و صوت و سیمای رسولِ خاتم است نام این دیگر شباهت نیست رجعت را ببین جمع سبتین است یعنی اینکه حسین است و حسن نقطهی عطف شجاعت با کرامت را ببین پیش ما مولا نماز است و علیاکبر اذان باب سالارِ شهیدان است نسبت را ببین از پدر تا اذن میدان خواست، فرمودش برو ماه را قدری تماشا کرد، رخصت را ببین رزم عباس است یا اکبر نمیدانم دگر در نگاهِ شمر و ابنسعد وحشت را ببین تشنه لب برگشت و جای آب بوسیدش پدر تشنهی این بوسهها بودهاست نیت را ببین خون فرقش ریخت روی چشمهای مرکبش اسب بین دشمانش رفت فرصت را ببین (صد پسر میخواست با نام علی آقای ما)۲ یک علی شد صد علی در دشت قسمت را ببین زخم تیغ و، زخم نشتر، زخم قیچی، زخم گرز در تنش آثار انواع جراحت را ببین (اولین بار است زینب بین مردم آمده)۲ تکههای پیکرش لرزید، غیرت را ببین **** (به کوچه وا شد که نتیجش شد یه جسمِ ارباً اربا)× راحت رسیدند و زدند هی با عصاشون پیرمردا هم کارِ نیزهست، هم تیغ تیزه اون قد و قامت، این ریز ریزه چشم عقاب و، خون کور کرده این فرصت راحت زدن رو جور کرده جا دیگه کم بود، هرکس میاومد یه نیزه رو در میآورد و نیزه میزد ای وای، ای وای، ای وای مثل برگای خزون، اربا اربا پره خون بریدن صدای این موذنو بعد اذون ای وای، ای وای، ای وای هرکسی یه چیزی برد، بابا رسید و مرد مثل شیر خواره فقط دیگه لبا تکون میخورد **** ارباب گریه میکنه اما صدای خندههای بلنده چیشد که داره حرمله با خوبی و اخنس میخنده ای غیرت الله، ای نور عینم پاشو صدام کن، بابات حسینم (پاشو عزیزم، عمه رسیده پنجاه ساله سایشو مردی ندیده)۲ هی اصغرامو میچینم اما دیگه نمیشه اکبرِ خوش قد و بالا ای وای، ای وای، ای وای من چه فکری واسهی دل بیقرار کنم دو سه تا اعضات پیدا نمیشه، چیکار کنم ای وای، ای وای، ای وای کاش میشد کناره تو، منم حالا جون بدم چجوری این بدنو به خواهرت نشون بدم **** تموم لشکرو تجهیز کردند تموم خنجرارو تیز کردند تورو با چنگ و دندون حفظ کردم تورو با چنگ و دندون ریز کردند اثر از چشم دریاش نیست اینجا نشون از قد و بالاش نیست اینجا (چشا بالا ابروهاش پایین چرا هیچی سر جاش نیست اینجا)۲ پا اینجا، دست اونجا، پیکر اینجا کلاه آهنیش اونجا، سر اینجاست علی رو بخش کردن، اکبرو پخش علی اونجاست اما اکبر اینجاست (جوانان بنیهاشم بیایید علی را بر در خیمه رسانید) بدن اونجا سر اینجا، پیرهنش نیست نه امیدی به احیا کردنش نیست بنی هاشم زمین و خوب بگردید هنوز خیلی از اعضای تنش نیست نیزه بیرون میکشم از بدنت میمیرم خار را از جگر خویش کشیدن سخت است مثال آب را با مشت بردن تنت میریزد از دستم، علی جان حسین جان...