نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

چیزی که از تو کم نخواهد شد اگر امشب احسان کنی از جنس احسان عمو جانت ریز ودرشت اینجا طرفدار ابالفضل است *** مرد مرداست پسرت مرحم درداست پسرت شفیع روضه همه شافع فرداس پسرت ابالفضل باوفا ... هرکی گرفتاری داره ذکر ابالفضل میگیره نداره هیچ راه چاره ذکر ابالفضل میگیره ی قلب مبتلا توی این سینه است مریضم ودوام ابالفضله سینهی ما سینه زنا وقفه موقوفهی آقام ابالفضله اونکه چشیده طعم این عشقو غیر تو هیچ کسو نمیشناسه حک شده ی روی سنگ قبرم این سینه زن حضرت عباسه سرم ماله اباالفضله دل تنگم دنبال اباالفضله ابوفاضل ۴ ریز ودرشت اینجا طرفدار اباالفضل است ایران اسلامی است، ایران عمو جانت عمری فدایی های اولاد علی هستیم عالم به قربان تو، قربان عمو جانت طوبی لکم، ای جان نثاران اباالفضلی چون اهل ایمانید ، ایمان اباالفضلی باید به هَل مِن ناصِر ارباب پاسخ داد باید که پیمان بست، پیمان اباالفضلی ریز ودرشت اینجا طرفدار اباالفضلیم ایران اسلامی است، ایران اباالفضلی هر شهرمان با بیرق سقا مزین شد جانم به توس و یزد و زنجان اباالفضلی از شمر عصر خود امان نامه نمیگیرد ایران غیرت مند، ایران اباالفضلی در نونهالی از علمداران نهضت بود باید که بنویسیم، ماکان اباالفضلی فانی فِی الله است هر فانیِ فِی العباس ما اهل عرفانیم عرفان اباالفضلی این سینه زن هایی که دیروز ارمنی بودند هستند در واقع مسلمان اباالفضلی حتی کلیمی حاجت از این خانه میگیرد قافل نباید شد از احسان اباالفضلی تا صبح محشر تکیه ها خالی نخواهد شد از سینه زن های فراوان اباالفضلی یَومُ الْعَطَش، یوم السّقٰایَت، یومُ الْعَباس است ای گریه کن امشب مهمان اباالفضلی یا ابن الحسن بی طاقت و بی تاب و گریانیم بی طاقت و بی تاب و گریانِ اباالفضلیم در بین نخلستان، پریشان خاطرش کردند حق داری آقا جان، پریشان اباالفضلی وعده ای داده ای و راهی دریا شده ای خوش به حال لب اصغر که تو سقا شدهای نیومدم آب بخورم بزار بسوزه جگرم من به سکینه قول دادم آبو به خیمه ببرم رسیده تا موج های تو آهم فقط بمون تا خیمه همراهم دل نِگَرونِ طفل شش ماهم میدونی آبروی سقایی؟ میبرمت تا خیمه تنهایی به انتظارتن چه لب هایی *** آن یلی که ماه را در حسرت چشمش گذاشت قامتش با قامت شش ساله ها فرقی نداشت پشت و پناه من دلگرمی خیمه همه سپاه من پاشو بریم عباس ببین میخندن به ناله و آه من، پشت و پناه من چی شد قرارمون داداش منو تنها نزار بین یه مشت اوباش تو که میدونی دختر تو حرم دارم تو رو ام البنین فکر رقیه ام باش داغت به خدا پشتم رو شکست سه شعبه اومد چشم تو رو بست حسین کوه غیرت را غم شرمندگی بی تاب کرد مشک پاره ساقی اهل حرم را آب کرد مصحفی در چنگ لامذهب نیفتد لا اَقَل هیچکس بی دست از مرکب نیفتد لا اَقَل خوٓد جنگی یک طرف، چوب لِوایش یک طرف دست هایش یک طرف،افتاده پایش یک طرف شیوه قتل امیر تشنه جنجالی شده کاسه چشم امید خیمه ها لبریز شده دست دادو دست گیری کردنش آغاز شد باب حاجت باز شد تا فرق سقا باز شد پیکرش بازیچه شد، بازیچه شمشیر ها پر در آورده است از بس پر شده از تیر ها نیزه ها راه نفس در سینه را سد میکند چکمه ها روی تن او رفت و آمد میکند فاطمه چادر به روی پلک بسته میکشد زحمت بی دست را پهلو شکسته میکشد وضع این بدن آقای ما را پیر کرد گُرز سنگین بود شکل صورتش تغییر کرد دور پیر خیمه ها را بد دهن پر میکند اِنکِسارش شاه را، لشگر تمسخر میکند تا تو بودی دشمنم در کربلا نا کام بود تا تو بودی خیمه ها آرام بود تا تو بودی صورتی نیلی نبود سهم دختر های من سیلی نبود رباب از هول دشمن بچه را برداشت در خیمه سریعا چادرش را دور طفل بی زبان پیچید خبر آمد که زینب دست خود را بر سرش بگذاشت صدای ناله ی عمه که میگفت الْاَمان، پیچید دختران جیغی کشیدند و رباب از هوش رفت سمت او زینب دوید و اصغرش را جمع کرد دور پیر خیمه ها را بد دهن پر میکند بعد سقا نوبت بی رحمی و جنجال هاست وقت ذبح شاه عطشان و ته گودال هاست کهنه پیراهن دلیل کشمکش ها میشود پای نامحرم میان خیمه ها وا میشود در کشاکش چادر سادات پا خور میشود رفتی و بی سر و پا ها شیر شدند با من و عمه سر پوشیه درگیر شدند *** بیا برگرد خیمه ای کس و کارم منو تنها نگذار *** صدای هلهله میاد، خدا به خیر کنه صدای حرمله میاد،خدا به خیر کنه نزدیک خیمه ها شدن، خدا به خیر کنن به قصد غارت اومدن،خدا به خیر کنه حق داره زینب،صدای گریه اش بلنده حق داره زنیب،معجرو محکم ببنده حق داره زینب *** عزیزم، دل و جونٌم به قربونت ابالفضل فدای لب عطشانت ابالفضل پاشو که بچه هام بی تو میمیرن پاشو دستم به دامانت ابالفضل یه نیزه کل پهلوتو بریده یه نیزه دست و بازوتو بریده برادر این یکی تیر سه شعبه است تو چشمت رفته ابروتو بریده دختران پای سر تو همگی پیر شدن رفتی و کار عقیله سر بازار کشید *** از داغت رقیه از هوش رفته پا نشی گوشواره از گوش رفته دردمو به تو میگم چون مردی زینب رو چه به بیابون گردی ای امیر لشگرم بلند شو بی تو کجا برم بلند شو پاشو ببین که بی حیا دارن میرن حرم بلند شو پس از تو امنیت یک قبیله در خطر است کفیل زینب کبری، عقیله در خطر است *** با اینکه غم داشتیم، صاحب علم داشتیم آقامونو کشتن، همینو کم داشتیم *** میون شعله ها، یکی میزد صدا عمو سوختم عباس زمین خوردو زمان میلرزید از ترس زمین و آسمان میلرزید زن های حرم به رو نمیآوردند اما بدن تمامشان میلرزید حسین...
هنوز نظری ثبت نشده