دوباره از غمِ جانکاه تو پریشانم
مجتبی رمضانیپسندیدن0
بازدید200+
دوباره از غمِ جانکاه تو پریشانم هزار مرتبه شکر خدا که گریانم دوباره روزیِ من شد تو را صدا بزنم شده ست ذکر شریف لبم حسین جانم رساند فاطمه ما را به منزلِ غمِ تو همیشه از کَرَمِ مادرِ تو حیرانم برای گریهیِ بر تو مرا سوایم کرد چه دیده در منِ عاصی خودم نمیدانم منی که خشکیِ چشمم زبانزدِ عام است به محض روضهی تو مثل بارانم به پیشِ اهل نظر رفتم و به من گفتند به غیر کرب و بلایِ تو نیست درمانم به یاد غارت آن پیکر بهم خورده میان روضهی تو پاره شد گریبانم ***** آه ریان جلو اسمش بندیس عریان آه ریان جلو چشمامه همین الان آه ریان بگو برگه برگه شد قرآن آه ریان جدّ ما به خاک و خون غلطان آه ریان اولیا مخدره گریان آه ریان زدنت جلو چشم طفلان