فریاد غم به عرش معظم رسیده است
مسعود پیرایشپسندیدن2
بازدید82
فریاد غم به عرش معظم رسیده است عالم عزا گرفته محرم رسیده است جبریل نوحهخوان مصلای اعظم است باز این چه شورش است که در خلق عالم است اشک زلال چشمهی سر ریز میشود از عرش کهنه پیروهن آویز میشود احرام بستهایم در این ماه با حسین پیچیده در جهان لک لبیک یا حسین عشق است آنچه با پر ما شمع میکند ما را حسین دور خودش جمع میکند بند دل نسیمِ بهاری گسسته است بر سر در حسینه پرچم نشسته است یک عمر خاطرات غم آوردهایم ما پیراهن سیاه به تن کردهایم ما مانند طفل سوی پدر میدویم ما هیأت نگو بگو حرمش میرویم ما شرح شروع نوکریاش بی مقدمه است بانی پخت نذری این بزم فاطمه است شهپر به چلچراغ علمدار میزند حیدر کتیبه بر در و دیوار میزند نظم صفوف سینه زنش گر مرتب است در اصل بین روضه میاندار زینب است دل با غم حسین پر آشوب میشود گریه کنیم زخم تنش خوب میشود آشفتهایم لختهی خون در صدای ماست درد مکرریم خیابان دوای ماست چندین شب است یاد شهیدان کشوریم دلتنگهای تعزیهداری رهبریم این داغ را غمیِ ازلی میکنیم ما با گریه یاد سید علی میکنیم ما خورشید صبح روز دهم ناپدید شد دیدید امام خامنهای هم شهید شد؟ دلواپسی مادر میناب را بیا ببین کودک کشی حرملهها را بیا ببین آتش زده به قلب همیشه حزین ما دختر سه سالههای خرابه نشین ما اما بنای جنگ که باشد مهاجمیم باور کنید که همگی حاج قاسمیم سروی که ایستاده تکان هم نمیخورد فرزند پادشاه نجف غم نمیخورد در ذهن شیعه خاطرهیجنگ خیبر است پیروز این نبرد به والله حیدر است سینه زن حسین فدای ولایت است فکر و خیال هر شب و روزش شهادت است ایران مرید مکتب آقای کربلاست پایان کار لشکر صهیون به دست ماست این اربعین به جادهی دلخواه میرویم از خاک قدس سمت نجف راه میرویم احیای جان خسته دلان است با حسین صد مرده زنده میشود از ذکر یا حسین آن یوسفی که پیروهنش را کشیدهاند با چکمه روی پیکر پاکش دویدهاند لبهای چاک چاک شریفش کبود شد دنیا به چشم تشنهی او رنگ دود شد سر را چرا سری جدایش نمیکند این شمر لعنتی که رهایش نمیکند ****** سفر بخیر غریبی که بین صحرایی چه خوب بود بگویی دگر نمیآیی نیا پناه حرم بیپناه خواهی شد میان کوه و کمر زا به راه خواهی شد لوای خون سر دارالعماره اش علم است میان اینهمه بازار نعل تازه کم است دلیل گریهی من بود رنج هجرانت زدند سنگ به دندانم آه...دندانت چه کینهایست که از ظرف کوفه لبریز است کدام کشته تنش از قناره آویز است؟ کنار پیروهن کهنه رخت نو بگذار عبا برای علی اکبرت دوتا بردار رسید حرمله مابین آنهمه اوباش گلوی نازک شش ماهه را مراقب باش عمود دست گرفتند فکر آزارند برای فرق علمدار نقشهها دارند عفیفههای حرم را ز خود جدا نکنی رقیه را وسط زجرها رها نکنی ****** چجوری زدنت که خون پهلوت بند نمیاد یه جوری زدنت که خون بازوت بند نمیاد به زینب لبخند نمیاد بشکنه دستشون که کبوده تنت بشکنه دستشون جلوی حسنت با پا زدند بدجوری تو دهنت