دست مادر و طفلش به دست یک دیگر
حنیف طاهریپسندیدن28
بازدید1.1K
و دست مادر و طفلش به دست یکدیگر درست معنی یک روح در دو تا پیکر به سمت خانه روان بین کوچهای خلوت رسید فاجعه از روبرو، ولی بدتر نگاه کرد به جز طفل و مادری تنها کسی نبود، خدا را ندید بالا سر جلوتر آمد و دستی پلید بالا رفت چه شد که کودک او داد زد، خدا، مادر میان کوچه و پیش نگاه فرزندش همین که سخت زمین خورد گفت، یا حیدر سیاه شد همه جا، راه خانه را گم کرد صدای غم زدهای گفت، مادر از اینوَر