نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

خدایا جوونم، جوونم، خدایا چه آتیشی افتاد به جونم، خدایا محاله که زنده بمونم، خدایا چه ریخت و پاشی توی کربلا شده معلومه خیلی رُو تنش برو بیا شده قدمقدم، قدمقدم تا اینجا دیدمش چقدر جدا، جدا، جدا جدا شده (خودت بگو بدنت را چگونه جمع کنم؟ پُر از علی شده خاک تمام دور و برم) * * * * پیکرش را ز هم که پاشیدند اشک چشم حسین را دیدند گریهکنها بلند گریه کنید چون به آقا بلند خندیدند با زانو آمد و به برِ نعش او نشست او را به بر کشید و ز دل آه برکشید نشانم میدهند این نیزهها جای تو را اینجاست علی اینجاست، یا اینجاست، یا اینجاست * * * * پریشانم نمودی، تو ای سلسلهگیسو به دیدار تو آمد، پدر با سر زانو علیجانم، علیجان ...
هنوز نظری ثبت نشده