نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

سلام ای پای خاک پای زائرت از کیمیا بهتر دوباره میهمانم کن، کجا از کربلا بهتر مرا تدبیر کن آنگونهای که دل به خواهِ توست تویی که میشناسی بیگمان از من مرا بهتر من و امید آغوشت، من و ترسِ جدا ماندن کجا داریم در عالم، از این خوف و رَجا بهتر ندارد طفل جز آغوش مادر خانهی امنی اگر آشفته شد دنیا، کجا از روضهها بهتر اگر درمان نمیخواهم دلیلش لذتِ اشک است وگرنه نیست در عالم ازین دارُالشفا بهتر بیا و تا ابد دست از سر ما بر مدار ای دوست کجا پیدا کنم از این دام بلا بهتر دعای شمر یا نفرین تو، حر پاسخش را داد حسینا هست نفرینِ تو از صدها دعا بهتر اگر در کوفه بسیار ادعای دوستی کردن عیار دوستان معلوم شد در کربلا بهتر نخواهم رفت زیر بیرقی جز بیرقت ای شاه نمیبینم من از تو در جهان فرمانروا بهتر هزاران مرحبا عابس، هزاران مرحبا بر جُون جنون از مصلحت بهتر، عمل از ادعا بهتر شریعت با محبت فرق دارد، فرق بسیاری وَهَب بود از هزاران شیعهی پر مدّعا بهتر تو که هَل مِن مُعین گفتی علی اصغر تَلَظّی کرد به روی دست تو تفسیر شد قالوا بَلی بهتر تو پیر از داغِ اکبر بودی و اصغر خَضاب آورد در آئین تو آری میشود خون از حنا بهتر (سر از دست دادیم سرور از دست دادیم تو علی بودی پس پدر از دست دادیم) (کاش دشتِ رو به رویت لااقل یک مرد داشت یک سوال مادرانه، تیر خیلی درد داشت؟) ****** حرفای امشبم زنونس راستش یه قدری عاشقونس ما مردا چی میفهمیم آخه حرفای امشب مادرونس گریه نکن، عموت میره آب میاره گریه نکن، شاید که بارون بباره این زندگیمونه مثل دل بابات حالم پریشونه خواب میدیدم مادر دندون درآوردی راه میری تو خونه این زندگیمونه دووم بیار مادر، آب میرسه الان عمو تو میدونه علی پر پر شدن سخته به جونِ تو اصلا مادر شدن سخته از این خیمه به اون خیمه چقدر رفتم خدا میدونه که مضطر شدن سخته چقدر من خونِ دل خوردم تموم روزهای عمرت رو میشمردم الان شیش ماهه با تو زندگی کردم باید که قبل رفتنِ تو میمردم لالا لالایی، قندِ عسلم خالی میشه جات، توی بغلم ***** بزم آن روز، بزم جایزه بود روی تختش نشسته ابنِ زیاد همه دنبال ارتقاء مقام همه دنبال سکههای زیاد هرکه با هر چه داشت آمده بود با یکی قطعهای ز پیراهن یک نفر داشت مَشک مرطوبی یک نفر تکههای یک جوشن یک نفر یک عمامهای که زهم تار و پودش گسسته آورده پیر مردی رسیده لنگزنان یک عصای شکسته آورده یک نفر دست خالی آمد و گفت صِلِه باید که خرج ناطق کرد من سلاحی نداشتم اما اینقدر طعنهاش زدم دق کرد عدهای آمدند و داد زدند که در آن عصر غیر منتظره نعل تازه زدیم و در گودال بر تنش تاختیم ده نفره ناگهان های و هوی ساکت شد لعنتُ الله نوبه اش آمد سر کشان از میان جمعیت حرمله با سه شعبهاش آمد گفت این تیر را که میبینید پهلوان را ز پا می اندازد طفل را ذبح میکند این تیر شاه را زیر پا میاندازد همگی شاهدید با این تیر چشمِ آن ماه را در آوردم وسط خندههای شمر و سنان گریهی شاه را در آوردم یک قدم رفت خیمه و برگشت همه بُهتِ حسین را دیدیم باز هم رفت خیمه و برگشت همه با هم بلند خندیدیم ***** چقدر بی خبرو بیهوا زدی نامرد چه کرده بود مگر با شما زدی نامرد همین که تیر رها شد علی به خود پیچید صدای تیر درآورد، چرا زدی نامرد حسین دگر خودش بین دشت میچرخد چگونه خنده بر این ماجرا زدی نامرد ***** ازخون گلوی تو شرمندم با دستام یه قبر کوچیک کَندم من غیورم بخدا ناله به ذلت نکشیدم پسرم ذبح شد از حرمله منت نکشیدم سرِ اولاد مرا در بغلم زنده بریدند من ولی رو به خدا دَم به شکایت نکشیدم شمر هو کرد، سنان عربده زد، حرمله خندید هیچ روزی بخدا این همه غربت نکشیدم گلوی اصغر و بازوی مرا تیر بهم دوخت تیر را از گلوی دوخته راحت نکشیدم بروم خیمه، بمانم، بروم دشت چه سازم من سرِ اکبرِ خود این همه حیرت نکشیدم چشم من خورد به چشمان رباب آه کشیدم آه از هیچکس اینطور خجالت نکشیدم ***** خودم با این دستام قنداقتو بستم برو ولی مادر منتظرت هستم دیر شد و ترسیدم، شلوغ شده میدون اومدم آهسته از تو حرم بیرون از راه دور دیدم رنگ بابات زرده میگن بابا تو راه خیمه رو گم کرده ***** الهی هیچکسی شرمنده نشه عوضِ گریه به تو خنده نشه سر بچم به مو بنده حسین مراقب باش، از تنش کَنده نشه ***** میاد هی صورت ماهت به یادم تو رفتی و غمت میده به بادم چهجور آخه بگم شیرم حلالت آخه من که درست شیرت ندادم ***** بگید به نیزهدارش گَهگُداری مگه تو نیزهدار تازه کاری سر بچم همش از نی میفته آخه این نیست رسمِ بچهداری ***** الهی کاش چشمم تَر نمیشد و این گهواره بی اصغر نمیشد خوشم با یادگاریهات ای کاش که زخم ناخنت بهتر نمیشد ***** تو را زد حرمله یک خیمه پاشید تو را زد بعد از آن هم آب نوشید فقط بر پوستی بند است این سر گلویت را سه شعبه بد تراشید ***** پدر در پشت خیمه دَم گرفته سرت را با تنت باهم گرفته علی عادت به انگشت عمو داشت به جایش تیر را محکم گرفته ***** قول میدم اگه ورق برگرده و علی نمیره جوری لالایی بخونم حرمله گریش بگیره دیگه دنیا بدون تو به من نمیسازه میبینمت چشت هنوز بازه برا تو میخونم لالایی به اصرار عمه یهخورده آب خوردم ببین برای تو هم آوردم ولی تو روی نیزههایی من این پایین، تون اون بالا علی رودُم، علی لالا ***** مثلا تو رو تاب میدم مثلا به تو رو آب میدم مثلا عمو برگشته من با خنده جواب میدم مثلا همه جمعیم و تو هم تو آغوش باباتی ***** یه مادر وقتی لالایی نخونه میمیره گوشهی خونه دردمو کی میدونه لالایی گلم تشنهی یه جرعهی آب علی لالایی گلم بیا بغلم بخواب علی
هنوز نظری ثبت نشده