من علیاصغرم و تیغ اگر بردارم
حاج حسین سازورپسندیدن1
بازدید300+
من علیاصغرم و تیغ اگر بردارم در وجودم سکنات علیاکبر دارم نسبِ هاشمیام کار خودش را کرده جگر حمزه، دلِ فاتح خیبر دارم سنِّ کم از نظرِ نسل علی مطرح نیست کوچک اما اثرِ مالکاشتر دارم همه کردند سر و جان به فدای پدرم کسر شأن است ببینند که من سر دارم من زِ نسل علیام که زرهاش پشت نداشت حرمله کمتر از آن است زره بردارم از سرِ نِی به سرِ عمّه شوم سایهی سر ارثِ غیرت زِ اباالفضل دلاور دارم کوفه و شام بترسید که من در رگ خود خونِ قتّالِ عرب، حضرت حیدر دارم هاشمیون همگی مادریاند و من هم هر چه دارم همه از دامنِ مادر دارم گر چه افتادهام از شیر به تیرِ سهپَری جگری با جگر شیر برابر دارم کاشکی عمّه به خیمه ببَرد مادر را که نبیند اثرِ تیر به حنجر دارم **** جدا میشد سر از حنجر، ولی آهسته آهسته شد آویزان سر از پیکر، ولی آهسته آهسته علی لایلای، علی لایلای... بریز آبِ روان اما در این صحرا که آبی نیست بریزم خاک بر پیکر، ولی آهسته آهسته چه طنّاز است چشمانت، چرا باز است چشمانت؟ بخواب ای کودکم دیگر، ولی آهسته آهسته علی لایلای، علی لایلای... نمیگویم چه کردی تیر ولی کاش آمده بودی به سوی حنجر اصغر، ولی آهسته آهسته پدر تلقین برایت خواند، شهادت را به جایت خواند صدا از او میآمد در، ولی آهسته آهسته منم من زار و آواره، نباشی بیتو گهواره مرا دِق میدهد آخر، ولی آهسته آهسته