نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

تا پیشکش کنم، به جز این سر نداشتم رویم سیاه تحفهی بهتر نداشتم در بین عاشقان تو شرمندهام حسین حتی تنی سفید و معطر نداشتم هرچند ماه میشود اینجا فدای تو بگذار جُون جان بدهد پیش پای تو خونم سیاه نیست، ببین! سرخ شد زمین بر روی خاک شاخهگلی شد برای تو دیگر چرا برای غلامت دعا کنی وقتی که درد را به نگاهی دوا کنی واجب نبود دستکشی روی صورتم وقتی که خاک را به نظر کیمیا کنی هوش از سر بنی اسد امشب پریده است یک قطره عطرِ سیب به خونم چکیده است جای تعجب است درخشیدنم مگر؟ دستی حسین بر سر و رویم کشیده است
هنوز نظری ثبت نشده