به نام خدا حضرت حیّ داور
حاج جواد حیدریپسندیدن1
بازدید200+
به نام خدا حضرت حیّ داور گرفتم اجازه ز احمد ز حیدر به من اذن دادند از تو بگویم از این چیز خوشتر، از این چیز بهتر رسیدم به مولا به تو گفت زهرا رسیدم به قرآن به تو گفت کوثر فقیرند بر تو رسولان اعظم دخیلند بر تو امامان سراسر تو بودی تو بودی علی بود علی بود از آخر به اوّل از اول به آخر به دلگرمی تو علی جنگ میکرد اگر رفت خندق اگر رفت خیبر قیامت که تاج طلا بر سر توست همه دل پریشان همه خاک بر سر به قربان یک تار موی حسینت همه خلایق الی روز محشر خدا فخر میکرد وقت نمازت به یک سجدهی تو صد الله اکبر تو حُسن تمامی، تمامی حُسنی نه کم گفتم اصلاً از آن همه فراتر خلاصه همه کارشان گیر زهراست چه جاهل چه عالم، چه مومن چه کافر اغیثینی امّاه، گرفتار و زارم هراسان و مضطر بدون تو بدون حرام است بر من مرا زیر چادر نگهدار مادر خلاصه بگویم همه روضهات را عزادارمان کرد یک چوبهی در ***** این خانه نیست قتلگه همسر من است صاحب عزای خانهی من دختر من است ***** مرا آتش به جان کردی و رفتی به غربت میهمان کردی و رفتی نگفتی بعد تو حیدر غریب است مرا بی خانمان کردی و رفتی