با طعم خندههای تو دنیا از این به بعد
محسن عراقیپسندیدن11
بازدید600+
با طعم خندههای تو دنیا از این به بعد نشناخت فصل، فصل سر از پا از این به بعد ای خوشبهحال اهل مدینه که شد عیان در چهرهی تو حضرت زهرا از این به بعد دردانهی حسین شدی و چنین شدی عشقِ علیاکبرِ لیلا، از این به بعد تو آمدی و لفظ عمو تازه پا گرفت تکمیل گشت معنی بابا از این به بعد **** چقد تشنهی روی ماه تواَم مگه قول ندادی نری بیخبر؟ حالا نیستی خستهام افسردهام میگه عمّهجانم که رفتی سفر تو که دیدی تنهاییامو بابا سفر رفتی بیمن چرا بیخبر؟ جلوم دخترا هِی رژه میرن و همه بچهها دارن اینجا پدر دل من تنگه برای خونهمون منظورم آغوش باباجونمه ای خراب شِه این خرابه عمّهجان تا ابد انگاری اینجا خونهمه کمی از معجر من مونده بابا تا کفن برای تو جور بشه بمیرم لبات چرا خونی شده؟ الهی که چشمای من کور بشه نبینم رگای پارهی تو رو نبینم دندونای شکستهتو جای پای شمره روی صورتت کتک خوردنامو بذاری کنار چقدر بددهن بود زجر پلید یهجوری منو زد توی راه که به جا من بابا رنگ عمّه پرید **** شبی که زجر رسید و کشانکشانش بُرد به خنده گفت یتیمی و ریشخندش کرد نبود عمّه سوارش کند ولی عوضش گرفت حرمله از موی سر بلندش کرد **** کنیز یعنی چی بابا؟ که میزنن ما رو صدا سکینه تو مجلس مِی صدا میزد عمو بیا شراب میخوره جلو چشمای حضرت رباب میخوره **** بهر بوسیدن تو قامت خود خم کردهام جانِ بابا نشکسته است کمر باور کن صورتم خورده به جایی که شده سخت کبود نامرد بیهوا زد و مادرو بیهوا زدن لبّیک یا حسین...