بیچاره اونکه ندید کربلا رو
ابوذر روحیپسندیدن0
بازدید100+
بیچاره اونکه ندید کربلا رو بیچارهتر اونکه دید کربلا رو یه کنج از حرم بهم جا بده دلم تنگهته خداشاهده * * * * دَم به دَم گفتم حسین و دَم به دَم گفتم حسن بازدَم گفتم حسین و باز هم گفتم حسن کل عمرم خرج ذکر این دو آقازاده شد باز کم گفتم حسین و باز کم گفتم حسن توبه کردم با حسین و دستگیرم شد حسن در وفا گفتم حسین و در کرم گفتم حسن این صدای پای عشق است از نجف تا کربلا یک قدم گفتم حسین و یک قدم گفتم حسن در عمود یکصدوهجده قراری داشتم تا رسیدم پای این بابُالکرم گفتم حسن هر کجا در بِین روضه تا صدا زد روضهخوان بیکفن گفتم حسین و بیحرم گفتم حسین حرف از شَیبُالخَضیب آورده شد، گفتم حسین کودک و موی سفید و قدِّ خم گفتم حسن کوریِ چشم کسانی که بر او طعنه زدند هر کجا گفتند شاه محترم گفتم حسن * * * * مدینه صحن گوهرشاد نداره امام حسن پنجره فولاد نداره * * * * از کوچه و سیلی چیزی به بابا نگیا از صورت نیلی چیزی به بابا نگیا از اون لگد مادر چیزی به بابا نگیا * * * * ببین مسیحای همه مسافر صلیب شده عمه تو رو خدا نگاه بکن چقدر غریب شده منو خجالتزدهی یببای مظلومم نکن از آغوش عمو حسینم منو محرومم نکن کاشکی بیفته به دلش خودش منو صدا کنه پیدا نمیشه یکی از این پیرمرد دفاع کنه رهاش کنید، یه کم مؤدبانهتر صداش کنید کمتر برای غارتش تلاش کنید نگاه به حال و روز بچههاش کنید * * * * ای عمو دخترت سلام رساند وقتی میآمدم پیام رساند گفت آیینه را ببوسم من نور ماه تو را ببوسم من حرمله آمده به استقبال باز سهشعبه رسیده در گودال نفس از شمر میبُرَم به علی جای تو نیزه میخورم به علی من به جان میخرم لگدها را زخم این جنگ نابلدها را داد زد: خسته گشته است، نزن سنی از او گذشته است، نزن دست بردار از سرش ای شمر پا شو از روی پیکرش ای شمر کم بگو و بخند کن نامرد زانویت را بلند کن نامرد شرم کن از نگاه مؤمن او پنجه بردار از محاسن او بگذارید دست و پا بزند مادرش را کمی صدا بزند گیر یک مشت ناکس افتاده حلق تشنه به خسخس افتاده * * * * یادمه هنوز اون آشوب سینهای رو که شد پاکوب پیرِمرداشون هم با چوب تو رو میزدنت جمع شدی توی زیرانداز کشتنت با هزار سرباز کشته بودنت اما باز تو رو میزدنت یادمه پیرهن داشتی یه عقیق یمن داشتی کاش میشد یه کفن داشتی آرزو رو ببین میسوزم واسه کهنه لباسی که نمونده برات میسپرم کار دفن تنت رو به زنان دهات گریه داره رگای بریدهت قتیلُالعبرات