روز دوم مُحرّم اشک آسمون میباره
مهدی رعناییپسندیدن31
بازدید1.9K
روز دوم مُحرّم اشکِ آسمون میباره حضرتِ عقیله پا رو خاکِ کربلا میذاره دست تو دست اباالفضل زانوی علیاکبر، بال فرشته فرشه دَه روز دیگه اما منِ روضهخونو حالا صاحبالزمان ببخشه ناقه بلنده، حَرمله رفته دستِ زینب رو ببنده کجاست اباالفضل؟ ببینه شمر داره به خواهرش میخنده پاشو اباالفضل ببین دارم با حَرمله میرم اسیری علیِاکبر کجایی واسه عمّهجان رکاب بگیری؟ روز دوم مُحرّم، چه وقاری داره عمّه وای از اون روزی که میدَوه از این خیمه به خیمه تا کاروانو دیده واسهی همه غنائم دشمن کشیده نقشه دَه روز دیگه اما منِ روضهخونو حالا صاحبالزمان ببخشه غم داره زینب، با زجر و خولی راهیِ بازاره زینب میره سکینه بَزم شراب شام و کوفه رو ببینه با خستهحالی رباب برمیگرده با طفل خیالی