نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

روزی که خدا خواست تو را خلق نماید رو کرد برای تو تمام هنرش را نقّاش دو چشمان تو دستان خدا بود باید بزند سر در جنّت اثرش را ( من با تو به توحید دلی یک دلِ دارم من عشق تو را پیشرو قافله دارم از بذل عنایات تو چشم صله دارم من عشق تو را پیشرو قافله دارم یا فاطمةالزّهرا اِنّا بکِ نشکوا) دور سر تو تا سحر عشق بگردد پروانه اگر داشته باشد جگرش را حسین جان بر سنگ لحد خورد ولی هوش نیامد هر کس که برای تو نیاورد سرش را این حضرت نوح است که در ماه محرّم آورده برای غم تو چشم ترش را خرج عزای تو شود حضرت یعقوب آورده به بازار یگانه پسرش را در صحن حسینهی تو حضرت جبریل انداخته زیر قدمم بال و پرش را
هنوز نظری ثبت نشده