روزاش همیشه گرم و شبهاش سرده
حسن عطاییپسندیدن24
بازدید1.9K
روزاش همیشه گرم و شبهاش سرده خرابه دخترت رو عاصی کرده نمیذارم بری دیگه از پیشم اگه که یک روزی ورق برگرده چشام که تاره، سویی نداره ولی روی صورتت حس میکنم گرد و غباره حالا که پیشم اومدی بابا دخترت میتونه راحت سرش و زمین بذاره (وای بابا، مُردَم و زنده شدم تا تو بیای بابا) نگم برات از شب سرد صحرا وقتی یه عدّه دنبالم افتادن گوشوارههامو بُردن و من حالا چیزی ندارم واسه از دست دادن لباس پاره، معجر پاره دخترت برا پذیرایی دیگه هیچی نداره میخوام بلندشم به احترامت تَرَک پاهای پر آبلهام امّا نمیذاره وای بابا، مُردَم و زنده شدم تا تو بیای بابا