روح القدس که پیش لسان فرشتههاست
محمدحسین پویانفرپسندیدن9
بازدید1K
روح القدس که پیش لسان فرشتههاست از پیروان مرثیه خوانان کربلاست این ماتم بزرگ نگنجد در این جهان آری که در جهان دگر قائم این عزاست بنگر به نور چشم پیمبر چه میکنند این چشم کوفیان چه بلا چشم بیحیاست بلبل اگر ز واقعهی کربلا نگفت گل را چه واقع است که پیراهنش قباست از پا فتاده است درخت سعادتی کز بوستان دهر چو او گلبنی نخواست حالی شود که پرده ز قهر خدا فِتَد از بیم لرزه بر بدن انبیا فتد **** خیمه بر دوشم ولی من را کجا آوردهای؟ وای بر زینب مگو که کربلا آوردهای آمدی تا قتلگاهت تا کنارت دق کنیم آه میبینی چهها بر روز ما آوردهای؟ از میان محملم وا فاطمه آوردهام از میان قافله وا غربتا آوردهای مادرم را در پی خود مو پریشان کردهای خواهرت را در زمین آشنا آوردهای سایهام را چشم نامحرم ندیده بازگرد اهل خود را پیش جمعی بی حیا آوردهای گه به اکبر خیرهای، گاهی به قاسم، گاه من وای فهمیدم چرا چندین عبا آوردهای بازگرد آقا مدینه تا نبینم با عبا پیکری را ارباً اربا نخ نما آوردهای هم مغیلان است، هم تیغ است، هم شنهای داغ مرهمی آیا برای زخم پا آوردهای؟ از چه میپرسی عزیزم چند معجر پیش ماست چند پیراهن برای بچهها آوردهای؟ گفتی از زخم هزار و نهصد و پنجاه تیغ ای زبانم لال آقا بوریا آوردهای حرمله آنجاست، خولی هست با شمر و سنان من که هیچ اما ربابت را چرا آوردهای؟ **** برخیز میر کاروان صبح شام شد ما را سوار بر شتر بی سوار کن