روبروی تو نهم بلکه دل
حاج حسن خلجپسندیدن3
بازدید2.7K
رو به روی تو نَهَم بلکه دل آرام شود چه کنم هرچه کنم حل نشود مشکل من میرفت بلکه بار دگر زنده بیندش یا رب مکن امید کسی را تو ناامید با زانو آمد و به بَرِ کشتهاش نشست او را به بَرکشید و ز دل آه بَرکشید سرت به سینه گذارم که دردهای دلم را زبانِ سر نتواند، زبانِ دل به تو گوید زآتش هجر منِ سوخته خِرمن چه کنم من نگویم تو چه کردی تو بگو من چه کنم