روایت امام حسن عسکری (ع)
امیر کرمانشاهیپسندیدن16
بازدید1.3K
بذار هر کسی که هر جوری میخواهد شادی کنه ولی ماها این روزا عزای مادریمونه ما تا روز هشتم ربیع مشکی میپوشیم سندش روایت امام عسکریمونه به اشک اون چشم تار به اون حال دلهره به مسمار غرق خون به خاک رو چادرش یا فاطر بحق فاطمه یا عالی به حرمت علی کی میرسه پس نوبت ظهور برپا بشه باز دولت علی أین الطالب بدم الزهرا ... دو تا شاهد میبرن تو محکمه مردم شهر حقشونو میگیرن وقتی شکایت میکنن ولی مولا صد و بیست هزار نفر شاهد داشت پس اینا چطور ازش غصب خلافت میکنن به حقی که خورده شد به اون بازوی کبود به خون روی غلاف به دستی که بسته بود تازه اول گریههای ماست اوج روضهها تو فاطمیهست لعنت به فلان لعنت به فلان این جور میگم از باب تقیهست أین الطالب بدم الزهرا ...