رها کن دستمو که عمو غریبه
ابوالفضل بختیاریپسندیدن1
بازدید1.9K
رها کن دستمو که عمو غریبه دوره کردنش، ببین چه بی حبیبه باید عمومو یاری کنم باید براش یه کاری کنم اینجوری که نمیشه عمّه ببین که دست و پا میزنه داره من و صدا میزنه دلم دیگه آتیشِ عمّه بزار تا فداش شم میخوام مثل داداش جونم شهید شم بخر آبرومو بزار پیش بابام من رو سفید شم میخوام شبیه اکبر شم (میخوام شهید آخر شم) 2 *** عمه جون برای من بابایی کرده خدا میدونه عموم آخره مرده عمه بزار که پر بگیرم به روی سینش بمیرم بی عمو زنده نمیمونم ببین غریب و بیکسی و یار افتاده زیر پای سوار بزار برم من نمیتونم نگاه کن تو گودال هزار تا نیزه و شمشیر و تیره میبینی رو سینش نشسته موهاشو از پشت میگیره ای وای کوفیا میخندن (ای وای موهاشو هم کندن) 2 عمه دور عمو غوغاست (عمه فاطمه هم اینجاست) 2 ***