رقیهی عزیز من
سید مجید بنی فاطمهپسندیدن5
بازدید900+
رقیهی عزیز، من عمه شود فدای تو چرا دگر نمیرسد به گوش من صدای تو؟ کفن بگو که از کجا بیاورم برای تو؟ تو هم نمودهای سفر (رقیهی عزیز من)۲ رقیهی عزیز من چرا به خواب رفتهای؟ چه دیدهای مگر زِ ما، (چه با شتاب رفتهای)۲ سیر شدی زِ عمهات که نزد باب رفتهای مرا به همرهت ببر (رقیهی عزیز من)۲ رقیهی عزیز من لبان غنچه باز کن مرا به پیش خواهران خویش سرفراز کن بیا به روی دامنم، عمه تو خواب ناز کن به خاک کردهای مَقَر رقیهی عزیز من رقیهی عزیز من مکن زِ عمهات گله نگو که ای پدر شدی فتادهای زِ راه نِی نشان مده تو بر پدر پای زِ رَه پُر آبله تاب نیاورد پدر، رقیهی عزیز من (رقیهی عزیز من خرابه گشته خانهات زِ ضرب تازیانهها کبود گشته شانهات)۲ رقیهی عزیز من...