رقیّه بانوی عشقه که مدهوش اباالفضله
حسین عینی فردپسندیدن20
بازدید1.1K
رقیّه بانوی عشقه که مدهوش اباالفضله حسینزادهست ولی یک عمر تُو آغوش اباالفضله ابوفاضل شده ماه شب تار بنیهاشم ولی ماهِ ابوفاضل روی دوش اباالفضله نگاهها تا به ماه افتاد به خاک از سرِ عدو کلاه افتاد ***** ذکر بارونه رقیّه بطلب جون رقیّه دونه دونه درد من رو تنها میدونه رقیّه دوسِش دارم یه عالمه، دختر پادشاهمه کار گدایی شما کار هزار تا حاتمه هزار تا حاتمم کمه کار تموم عالمه انا کلب الرقیّه...