رفتی و چشم های مرا تار کرده ای
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن0
بازدید1.2K
رفتی و چشم های مرا تار کرده ای طفلان خویش را هم عزادار کرده ای خانه نشین ترین، همه روزگار را در غربت مدینه گرفتار کرده ای دیگر کسی جواب مرا هم نمی دهد یعنی مرا بدون طرفدار کرده ای من بی تو، تو بدون من، ای وای بر علی دیدی مرا چه بی کس و بی یار کرده ای رفتی و یادگاری آن روز شوم را نقاشی روی در و دیوار کرده ای یادم نمی رود که برای دفاع من خود را اسیر پنجه ی مسمار کرده ای