رفتی از دستم ای عصای پیری
حسین طاهریپسندیدن33
بازدید1.3K
رفتی از دستم ای عصای پیری با غمت جان خیمه را میگیری جان بابایی، اِرباً اِربایی وَلَدی حرف بزن با من، حرف بزن آشفتهم من دگر مُردم من به زینب گفتم نا ندارم من، پا ندارم من وَلَدی علیاکبری یا علیاصغر خداحافظ رعنای پَرپَر خداحافظ آه، عبای پیغمبر شد کفنت آرام جانم خداحافظ من که حیرانم خداحافظ با کینه از حیدر هِی میزدنت آه و واویلا، علیاکبر ...