رسید فصل بهار و بهار ما نرسید
مسعود پیرایشپسندیدن0
بازدید10K
رسید فصل بهار و بهارِ ما نرسید بهار عمر گذشت و نگار ما نرسید کجاست مرهم غمهای بیشمارِ علی؟ دوای زخمِ دلِ داغدار ما نرسید به نام عالیِ اعلی به احترام علی شروع میکنم امسال را به نام علی ای کوفه حالا میچشی طعم یتیمی را از دست خواهی داد مولایی صمیمی را **** به سمت گودال از خیمه دویدم من شمر جلوتر بود دیر رسیدم من سر تو دعوا بود، ناله کشیدم من سر تو رو بردن دیر رسیدم من **** طبیبا وا مکن زخم سرم را مسوزان قلب زینب دخترم را طبیبا کار از درمان گذشته کاتش آب کرده پیکرم را ببند آنگونه فرقم را که در قبر نبیند فاطمه زخم سرم را من آن یارم که شستم در دل شب تن خونینِ تنها یاورم را درودِ زندگی را گفتم آن روز که زد در کوچه قُنفذ همسرم را **** گریهم گرفت کبودیِ بازوتو دیدم بغضم شکست وقتی که به پهلوت رسیدم چشمِ علی ندیده زخماتو با چه دلی ببنده چشماتو؟ دست به دیوار حالا منم یا تو؟