رسید خواهر او قتلگاه حیران شد
حاج علی کرمیپسندیدن13
بازدید1.3K
رسید خواهر او قتلگاه حیران شد که جسم پاک حسینش به سنگ پنهان شد جدا جدا شدی و از خدا جدا نشدی من این جدا شدنت را وصال میبینم چگونه جمع کنم از میان جمع تو را؟ ملامتم نکنی که ملال میبینم نه جای نیزه و این نه جای شمشیر است چرا به جسم تو جای هلال میبینم؟ ***** کسی که رو به خدا میرود نمیمیرد شهید خامنهای تا ابد نمیمیرد ***** گریان شما شده اباعبدالله قربان شما شده اباعبدالله در این شب جمعهی تو آقای شهید مهمان شما شده اباعبدالله ***** مولا نظری به ما ز آقایی کن هر زشتی ما بدل به زیبایی کن یک نوکرت آمده به سوی تو حسین از نوکر خویشتن پذیرایی کن ***** از خوان کریم آب و نان میگیرم با بردن نام او توان میگیرم من روزی اربعین هر سالم را در نیمهی ماه رمضان میگیرم