رسیدیم کربلا
حسین ایزدخواهپسندیدن16
بازدید600+
رسیدیم کربلا خدا خودت به خواهرم رحم کن رسیدیم کربلا خدا خودت به دخترم رحم کن رسیدیم کربلا اذان بگو مؤذن خیمه رسیدیم کربلا خیمه بزن علی برا عمه بابا بگو عمو بیاره آب مَشکو بزاره پایین گهواره وقتی علیاصغر آب میخواست راحت رباب بیاد و برداره آخر برای این چند روز باقیمونده بگو بیاد پیشم رقیه هر شب رسیدیم کربلا خدا خودت به خواهرم رحم کن رسیدیم کربلا خدا خودت به دخترم رحم کن سخته، چطور بگم به زینبم اینجا قراره با مادرشه، سخته ربابو چی بهش بگم دیگه لالایی آخرشه *** حرمله خیر نبینی گُل من نورَس بود کشتنش تیر نمیخواست، نسیمی بس بود حسین وای وای...