رزاق رزق معرفت از آسمان نداد
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن1
بازدید200+
رزاق، رزقِ معرفت از آسمان نداد بر سینهای که بوی امام زمان نداد حیران شدیم و بین بیابانِ زندگی بر ما کسی بهجز گلِ نرجس، امان نداد زانو بغل گرفتنِ ما بیدلیل نیست عمری گذشت و یار، رُخَش را نشان نداد در داغِ سختِ نائبِ او، سیلِ اشک هم تسکین به قلبِ سوختهی عاشقان نداد پایانِ ابتلاست مقرّب شدن به یار بالا نرفت تا که کسی امتحان نداد دلمُرده بودم و نظرم بر کتیبه خورد جز پرچمِ حسین دلم را تکان نداد خسرانزدهست هر دو جهان نزد فاطمه در راهِ سیدالشهدا هر که جان نداد میسوخت از عطش جگرِ شاهِ عالمین اما کسی به شاه، از آبِ روان نداد میخواست تا که لب بگشاید، دعا کند از راه، نیزهدار رسید و زمان نداد آمد رقیه جسم پدر را بغل کند بر او اجازه حرملهی بددهان نداد در بزمِ شام، خواست ببوسد لبِ پدر اما امان به بوسه زدن خیزران نداد