نصب اپلیکیشن نوا
تصویر سید محمود علوی - رخت دامادی نداشتیم برات

رخت دامادی نداشتیم برات

[ سید محمود علوی ]
دیدم رُو خاک خوابیده بودی
در بِین خون غلتیده بودی
از روت یه جور رد شدن اسب‌ها
انگار به خاک چسبیده بودی

(میون هلهله خاموش شدی
چی شده چرا تو بیهوش شدی؟
رخت دامادی نداشتیم برات
بمیرم برات کفن‌پوش شدی) ۲

یه خُرده دیرتر از بابات رسیدم
بغل کردم تو رو اما خمیدم
صدات کردم، صدا از تو نیومد
صدای استخونت رو شنیدم

شرمنده‌م از این جسم پاشیده‌ت
(شرمنده‌م از مادر غم‌دیده‌ت) ٢

نظرات

0

پس از بررسی نمایش داده می‌شود

هنوز نظری ثبت نشده

  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل