راوی میگه دیدم
میثم مطیعیپسندیدن31
بازدید5.6K
راوی میگه دیدم، بین اون جمعیت قاسم از رو مرکب، تا افتاد با صورت حمله کردند سمتش، وقتیکه ضربت خورد دیدم مولا اومد، قاسم رو با خود برد راوی میگه دیدم، تو آغوش مولا پاهاشو میکشید قاسم روی خاکها دیدم دیدم قدش، هم قد مولا شد دیدم خیلی بیشتر، قد حسین تا شد وای، امانتیِ مجتبی... وای، غریب کربلا حسین وای شهید سر جدا حسین