راه افتاده عباس راه افتاده
سجاد محمدیپسندیدن200+
بازدید61.5K
راه افتاده عباس راه افتاده چشما سمتِ جولانگاه افتاده نعشِ نحس دشمن روی خاکا زیر سمِّ اسب شاه افتاده مددی ابوفاضل به تو میگه فاطمه، ولدی ابوفاضل مددی ابوفاضل نمیاد شبیهِ تو اَحَدی ابوفاضل مددی ابوفاضل کسی نیست مقابلت عَدَدی ابوفاضل مددی ابوفاضل پا نمیشه هرکسی رو زدی ابوفاضل استادی اباالفضل درسِتو پیشِ علی پس دادی اباالفضل وقتی ضربه میزدی تو صِفّین علی گفت: بابا الحق خود استعدادی اباالفضل یاابوفاضل... سَر میریزه از دَم سر میریزه شمشیر میزنه پِیکر میریزه نعره میزنه تو میدون انگار صدها قلعهی خِیبر میریزه قمری ابوفاضل از تمومِ پهلوونا سَری ابوفاضل قمری ابوفاضل تو دقیقاً مثلِ شیرِ نری ابوفاضل قمری ابوفاضل یه تنه حریفِ صد نفری ابوفاضل قمری ابوفاضل بَه بنازم تو چه باجگری ابوفاضل شهزاده اباالفضل باوفاترین یلِ آزاده اباالفضل طوری صِفّین رو اداره کردی علی گفت: نمیاد رو دستت فرمانده اباالفضل یااَبوفاضل...