راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست
مهدی رسولیپسندیدن6
بازدید11.9K
راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست آنجا جز آن که جان بسپارند چاره نیست آن دَم که دل به عشق دهی، خوش دَمی بود در کار خیر حاجتِ هیچ استخاره نیست ما را ز منع عقل مترسان و مِی بیار کان شحنه در ولایت ما هیچکاره نیست ***** خدای عالیِ اعلی ندارد از تو عالیتر ندارد در بساط خود از این عالی تعالیتر علیٌّ حُبُّه جُنَّة، قَسیم النّار و الجَنَّة بحمدالله و المِنَّة، ولی اللهست والاتر اگر پا بر زمین کوبد، علی افلاک میروبد نباشد در کف دستش از این عالَم سفالیتر اگر فرش نجف گردیم، حقّا محترم گردیم که از قالیچهی تبریز میگردیم قالیتر علی باید فقط حتماً امیرالمؤمنین باشد علی آمد که او این بار زینالعابدین باشد ... اگر جایی دهد زلفش دل دیوانهی ما را به بوی سیب بخشم سمرقند و بخارا را در آغوش حسین است و به روی دامن زینب ببین بابا چه میبخشد گداها را، گداها را لب گهوارهاش پروانهای بیتاب اگر دیدی بدان جبریل آورده مبارک بادِ زهرا را اگر بابابزرگ این است، حتماً این نوه غوغاست اذانش را علی گفت و به دستش داد دنیا را علی باید چنان باشد، علی باید چنین باشد علی آمد که او این بار زینالعابدین باشد ... بنا این بود بنشینی وگرنه میرِ مِیدانی بنا باشد که برخیزی، امیر تیغدارانی برایت "لا فَتیٰ الّا علی" میآید از بالا اگر سربند یا زهرا ببندی روی پیشانی هزار الله اکبر را به بازوی تو میخوانند که با شمشیر میگردی علی اکبر ثانی علی اکبر ثانی نه، تو بالاتر از آنی تو عبّاسی نه، این هم نه، که طوفانتر ز طوفانی علی در چارده تصویر آمد دلنشین باشد علی آمد که او این بار زینالعابدین باشد