راضی به مردنم که نبینم مغیره را
حاج علی کرمیپسندیدن45
بازدید1.6K
راضی به مردنم که نبینم مغیره را از تماشای مغیره به خدا خسته شدم غریب امام حسن لحظهای نیست که این چشم مرا تر نکند مادرم تا به زمین خورد فقط گفتم آه ضربهای زد که خدا قسمت کافر نکند غریب امام حسن... حق داره از ما رو میگیره تا دستشو روی پهلو میگیره ببین چجور شکسته دستش یه ساعته داره وضو میگیره از گریه هم محرومه مادر صداشم حتی نامفهومه مادر بمیرم حتی از روی چادر ورم بازوهاش معلومه مادر یه کاری کردن غصههاش سر نمیاد پهلو شکسته نفسش درنمیاد جوری زدن مادرمو که دوختنه پیروهن حسین ازش برنمیاد من به کی بگم جلو چشای من چجوری میزدن، چهل تا مرد و زن غریب امام حسن... چهل ساله که رفته توونم عزادار یه مادر جوونم روضهی من زهر جفا نیست میخوام روضمو اینجوری بخونم تو روز روشن بین انزار زدن مادرمو انگار نه انگار یه سیلی از اون بی حیا خورد بهش زد سیلی بعدیو دیوار بسکه بد خورد به دیوار سرش، گفتم رفت الهی هیچکسی بلا نیاد سرش جلو چشاش زمین نیفته مادرش همیشه سیلی رو یه دستی میزنن دو دستی زد سیلی، کی میشه باورش بشکنه دستاش، خونه خراب شدم پیش بابام من از، خجالت آب شدم رو زمین افتاد امونت بابام سیلی به ناموسم زدن جلو چشام اونجا که غم از آسمونش میباره، حرم کریمه تنها حرمی که روضهخون نداره حرم کریمه اومدم زیارتت بی گریه بی زاری چرا هر چی غربته تو داری حتی توی خونتم بی یاری اقا جان سلام اقا میشه به ما بگی چشات چی دیده ای پسر مادر قدخمیده موهات چرا از بچگی سفیده گوشواره شکست