ذکر وقت طواف، زهرا بود
حاج محمود کریمیپسندیدن0
بازدید73
ذکر وقت طواف، زهرا بود مرتضی را مطاف، زهرا بود سر سجاده مرتضی با اوست با علی در مصاف، زهرا بود با علی بود، قبل آمدنش مستجار و طواف، زهرا بود در حرم شد پدر مهیایش سر آن اعتکاف، زهرا بود به مقامش نمیرسد عقلی بر بلندای قاف، زهرا بود خورد ذاتش به ذات حق پیوند لیلهالقدر، خارج از درک است کیست زهرا؟ فرشته دربانش کل کروبیان سر خوانش یا علی از لبش نمیافتد قسمت هر که میشود نانش همه گفتند از الوهیتش و خدا که نکرده کتمانش چادر وصلهدار روی سرش گبر را میکند مسلمانش مادری میکند برای همه ای همه مادران به قربانش از کران تا کرانمان دریاست کارگردان زندگی زهراست در کویر جهان چنان رودیم ما عزادار فاطمه بودیم چادرش دست از سرم نکشید دامن خود اگرچه آلودیم گرچه سنگیم، ذکرِمان زهراست دانهٔ سبز شاهمقصودیم روزها فکر چشم او کردیم کل شب را اگر نیاسودیم بیخیالم نشد غمش عمری پشت در، بین آتش و دودی اشک مان را به دیده میدوزد کی؟ مادرِ آبها که میسوزد. پشت در صحبت از ارادت کرد گرچه آتش به او جسارت کرد در، ضریحِ مقدساتش شد مرتضی را چنین زیارت کرد بیپناه از میان آتش و دود اسدالله را حمایت کرد قصد آتش تمام منزل بود فاطمه خانه را شفاعت کرد جنگ، بین بهشت و دوزخ بود با قیام خودش قیامت کرد بین شعله به یاد زینب بود مادری که مراد زینب بود