دیگه ندارم من به زندگی میلی
روح الله بهمنیپسندیدن11
بازدید10.9K
دیگه ندارم من به زندگی میلی عمّه نگاهم کن عوض شدم خیلی بابا به موهای دخترش حسّاسه الان بیاد اینجا منو نمیشناسه! سخته برام، عمّه من آغوش بابامو میخوام سه سالمه نمیتونم دو قدم راه بیام عمّه ببخش گردن تو بوده زحمتای من تو این مسیر خیلی تازیانه خوردی جای من عمر کمه ولی حرف زیاد عمّه الان بابام میاد بیا ببین موهام شونه میخواد عمّه الان بابام میاد سلام باباجونم، چشم و دلم روشن نمیگی یک ماهه الان میمیرم من؟ اینی که میبینی خستهتر از اینم زخمه لبات یا من درست نمیبینم؟ آدمِ بد! اینقدَر به لب و دندون تو زد یه کاری کرد که صدای خِیزرونم دراومد تو با سرِ زخمی هم باشی پدرجانِ منی دیدی بابا تو فقط قاریِ قرآنِ منی تو مجلست شکست دلِ اهلِ حرم من از یزید نمیگذرم به خاطر غرورِ خواهرم من از یزید نمیگذرم عمر کمه ولی حرف زیاد عمّه الان بابام میاد بیا ببین موهام شونه میخواد عمّه الان بابام میاد من فقط از دردِ این دلِ آشفتهام به اُمِّ کلثوم از گرسنگیم گفتم گذشته این روزا با ناخوش احوالی کربلا تا شام بود جای عموم خالی بعضی چیزا میمونه تو ذهن آدم همیشه سخت گذشت، کی میگه یه شب هزار شب نمیشه؟ شبی که زجر با منِ خسته مدارا نمیکرد کاشکی بابا دیگه اون شب منو پیدا نمیکرد صورت من اگه شده کبود عموم نبود، عموم نبود رفتیم اگه محلّهی یهود عموم نبود، عموم نبود عمر کمه ولی حرف زیاد عمّه الان بابام میاد بیا ببین موهام شونه میخواد عمّه الان بابام میاد