دیگه جای بمون باید بگم برگرد
محمد امینیپسندیدن8
بازدید400+
دیگه جای بمون باید بگم برگرد به خونهی علی شادی و برگردون یهجوری واسهی مرگت دعا کردی نمیگی که علیِ بی تو سرگردون ونحل جسمها، کم سو شده برق چشات کشته منو بغض صدات و نحل جسمها ،خیلی بده حال و هوات خانوم من زوده برات بارون ببار ، عقب موندی از اشک چشمام بارون ببار دیگه از پیشم رفته زهرا بارون ببار، بارون ببار اُمِّ ابیهای من زهرای من، زهرای من... **** چه داغ و غصهای بالاتر از اینکه علی از دیدنِ روی تو محروم شد دیگه انگاری بعد از ضربه به زهرا جسارت به ائمه باب و مرسوم شد والعظمة الفراق، والعظمة الفراق زهرای من قدش خمید اصلا روی خوشِ دنیا رو ندید والعظمتِ الفراق، والعظمتِ الفراق اسما بیا حالش بده انگاری موعد مرگش اومده راحت بخواب، سفر به سلامت عزیزم راحت بخواب ، با بارون برات اشک میریزم اُمِّ ابیهای من زهرای من، زهرای من...