دیگه تموم شد بیقراری
کربلایی نریمان پناهیپسندیدن11
بازدید700+
دیگه تموم شد بیقراری به سر رسید چشم انتظاری میشه منو تنها نذاری؟ بابا، من شکایت دارم از نبودنت بابا، با سر اومدی چرا نیست بدنت بابا، ای وای حالا، من چکار کنم سر بی بدن و حالا، چطوری میخوای بغل کنی منو بابا، ای وای عیب نداره دردت به جونم حالا با لکنت زبونم بیا برات روضه بخونم سخت بود، شبی که خیمه آتیش گرفته بود سخت بود، برا من نفس کشیدن توی دود سخت بود، ای وای سخت بود، رد شدن از تو محلهی یهود سخت بود، مخفی کردن یه صورت کبود سخت بود، ای وای کی دیده دست بستهمونو؟ کی دیده حال خستهمونو؟ دندونای شکستهمونو؟ بابا، رد زخما مونده روی پیراهنم بابا، بردم اسمتو زدن تو دهنم بابا ای وای بابا مثل تو پاره شده پیراهنم بابا مثل تو شاید منم بی کفنم بابا، ای وای وای حسین...