نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

دیگر حسین را نتوانم بغل کنم این گل به باغبانى من گریه مىکند از درد شانه، شانه نشد موى زینبم باز او به ناتوانى من گریه مىکند ****** مهربونِ من، بازم وا کن چشماتو جونِ من کجا میری زهرا بدون من، خانومم فاطمه نرو ببین اشکای مرد خیبرو بمونی عوض میکنم درو، خانومم ****** (پلکی بههم بزن که بدانم تو زندهای بگشای چشم ناز و به چشمم نگاه کن هرچند قتلگاه تو شد خانهی علی صرفنظر ز رفتن از این قتلگاه کن) (قرار بود علی هر زمان به خانه میآید غمی اگر به دلش هست پشت در بگذارد ولی دریغ که آن در خودش بهانهی غم شد غمی که روی زمین و زمان اثر بگذارد) (شب بود گل خانهی ما را بردند بی جان تن جانانهی ما را بردند آهسته در سوخته را وا کردند خاکستر پروانهی ما را بردند)
هنوز نظری ثبت نشده