دیشب صدایت میزدم ای حر کجایی
سیدمهدی میردامادپسندیدن13
بازدید2.4K
دیشب صدایت میزدم ای حر کجایی تو حرّ مایی حرّ مایی حرّ مایی تو بین دشمن بودی و من با تو بودم هر زمان از تو دل ربودم، دل ربودم آن دم که گفتم مادرت گرید برایت نفرین نکردم، بلکه میکردم دعایت آنجا که گفتم چشم مادر بر تو گرید میخواستم زهرای اطهر بر تو گرید دانی که چون شد دامن ما را گرفتی تو احترام نام زهرا را گرفتی میخواستم در این گلستان یاس باشی میخواستم همسنگر عباس باشی میخواستم زخم سرت را خود ببندم بر زخم های پیکرت چون گل بخندم زهرا همان آغاز، هستت را گرفته با چادر خاکیش دستت را گرفته ***