دیدی غریبم
کربلایی نریمان پناهیپسندیدن21
بازدید4.1K
دیدی غریبم، گفتی اُخَیَّ گفتم کجایی، گفتی اِلَیَّ از تو نمونده، ردّ و نشونی میشه برا من، قرآن بخونی کار از کار گذشت و روسینهت نشست و دیدم مثل مادر، پهلوهات شکست و (واویلا حسینم)۳ این قتلگاهه یا نیزهزاره؟ این نیزهها رو، کی دربیاره؟ لبتشنه بودی، کاری نکردن احکام ذبحو جاری نکردن دنیا رو سرم ریخت، قلب مادرم ریخت وقتیکه تو رفتی، دشمن تو حرم ریخت (واویلا حسینم)۳