دیدی طاقت آوردم
حاج علی کرمیپسندیدن63
بازدید4.2K
دیدی طاقت آوردم سر تو بوی نون میده ولی من چند شبه غذا نخوردم ***** نمیتونم بگم حالم خراب نیست دیگه دردی که دارم واسه آب نیست انشاالله بویی که موهات گرفته بوی نونه بابا، بوی شراب نیست ***** دیدی طاقت آوردم سر تو بوی نون میده، ولی من چند شبه غذا نخوردم شاید اینجا اضافهام خاکستر رو سر من ریخته، موهام سوخته، نمیتونم ببافم ***** بعد از آن ضربههای دست عدو ماندام من، چرا نمیمیرم؟ ای پدرجان، مرا تو میبینی؟ من که اصلاً تو را نمیبینم از غذا نه، که از خودم سیرم بس که سربار عمه و همهام هیچ دانی پدر که جرمم چیست؟ جرمم این است: شکل فاطمهام **** راست است اینکه گفتهاند به من مادرت سیلی از کسی خوردهست؟ چه از او سر زده، مگر او هم مثل من نامی از پدر بردهست؟ ****** دخترانی که با پدر هستند زخمها با زبان زدند مرا گرچه یک تن ز کاروان هستم قد یک کاروان زدند مرا ***** گر به من گویند بابا را نخوان، سیلی نخور صورتم سازم سپر، گویم که بابا بهتر است ***** قد و بالای سه ساله دختری زانو بغل از قد یک چکمهی زجر حرامی کمتر است یک شب از ناقه یتیم تو زمین خورد پدر زجر آمد، چقدر طفل تو را زد، بد زد ***** تنور خانهی خولی چه کرده با سرت؟ که رفته دیگر از یاد ما جراحتهای پیکرها ***** لبت از چوبها آزرده گشته به زیر پلک تو خونمرده گشته حرارت دیدهای، بابا بمیرم تمام صورتت پژمرده گشته