دیدی آخر غمِ عشقِ تو، گرفتارم کرد
حسین سیب سرخیپسندیدن15
بازدید11.1K
دیدی آخر غمِ عشقِ تو، گرفتارم کرد داغِ لبهای تو چون لالۀ تبدارم کرد چشمم افتاد به پیشانیِ تو ماتم برد عمّه کوبید به محمل سر و هوشیارم کرد (یا حسین و یا حسین و یا حسین) 2 *** دستِ بسته به روی ناقه نشستن سخت است از سفر بودنِ با حرمله بیزارم کرد با خدا گرمِ مناجات شدم قافله رفت ساربان رفت و گرفتار شبِ تار شدم (یا حسین و یا حسین و یا حسین) 2 *** خسته بودم به رویِ خار کمی خوابم برد زجر از راه رسید و زد و بیدارم کرد لگدی زد که خدا قسمتِ کافر نکند بیتعادل شدم و دست به دیوارم کرد گرهای روی گره زد به طنابِ دستم به دویدن عقبِ قافله وادارم کرد (یا حسین و یا حسین و یا حسین) 2 *** من مَلک بودم و آغوشِ پدر جایم بود دوری از گرمیِ آغوشِ تو بیمارم کرد من به عمرم سر بازار نرفته بودم شوقِ یه بوسه مرا راهیِ بازارم کرد (یا حسین و یا حسین و یا حسین) 2 ***