دیدهام در کربلای دستای تو
محسن عرب خالقیپسندیدن17
بازدید7.2K
دیدهام در کربلای دست تو عالمی را مبتلای دست تو هر که با دست تو دارد عالمی من که میمیرم برای دست تو ارمنیها هم توسل میکنند بر تو و دارالشفای دست تو کَس ندیده در عجم یا در عرب هیچ و سقایی بمیرد تشنه لب ای دریغا شد امیدم ناامید بیبرادر گشتم و پشتم خمید بر مشامم میرسد هرلحظه بوی کربلا بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا تشنهی آب فراتم ای اجل مهلت بده تا بگیرم در بغل قبر شهید کربلا