دیدم که دست غم شد
حاج حسن خلجپسندیدن1
بازدید1.3K
دیدم که دست غم شد بر روی مه نشانه دیدم که مادر من گم کرده راه خانه هم سوی خانه آن روز دست تو می کشاندم هم خاک چادرت را با گریه می تکاندم چه می شد گر مرا مادر از آن کوچه نمی بردی من آن ظالم نمی دیدم تو هم سیلی نمی خوردی