ديونه ی كربلاتم، از بچگي مبتلاتم
سید مجید بنی فاطمهپسندیدن3
بازدید1.4K
ديونه ی كربلاتم، از بچگي مبتلاتم سينهزن روضههاتم، مديون چشماتم وقتي شبا بيقرارم، سرمو رو تربت ميذارم تورو به يادم مييارم، دلبر و دلدارم قربون روضههات عطر سينه زنات قربون پرچم حرم كربلات كربلا بسه دوري، مُردم از بيصبوري بيقرار بيقرارم كربلا خسته حالم اين شبا تو خيالم سر رو شيش گوشت ميذارم حسين، واي *** خاطره ی اولين بار، نگاه به صحن علمدار دلم رو كرده گرفتار، دلتنگتم ای یار منو يه دل هوايي، خسته شدم از جدايي ميخوام بشم كربلايي، مُردم ز تنهايي نميگم عاشقم آخه نالايقم ميدونم آقاجون برات آينه ی دقم كربلا، تا جوونم، آرزومه بتونم عاشقونه زائرت شم كربلا، دل دوباره، روز و شب ناله داره كي ميشه مسافرت شم حسين، واي *** كرببلا كشتي دل، شكسته و مونده در گل منو ندونسته قابل، آقام ابوفاضل ولي دل من ميدونه، ارباب من مهربونه منو به تو ميرسونه، بيتو دلم خونه سينه ام مبتلا زخمي روضهها همه آرزومه ديدن كربلا كربلا، چي كشيدي، اون دمي كه شنيدي ناله ی غريب مادر كربلا، در جنونم، از ته دل ميخونم روضه ی ارباب بيسر حسين، واي