ديدم آن دم که سرِ نيزه فرو رفت به خاک
حاج محمود کریمیپسندیدن12
بازدید4.6K
ديدم آن دم که سرِ نيزه فرو رفت به خاک شدم از غصّه هلاک به سر نيزه در آمد، زِ لحد پيکر تو به فدايِ سر تو سر تو قاتل مادر شده، اي نيزهنشين بس که اُفتاد زمين سر سرنيزه بزرگ است، برايِ سر تو به فدايِ سر تو ديدم از تير سه شعبه، گلم از خواب پريد گوش تا گوش دريد رعشههايِ بدنت، در نفسِ آخر تو به فدايِ سر تو ديدم آن لحظه که در خاک، گرفتي آرام روضه ميخواند امام گفت با گريه رُباب اين تو و اين اصغر تو به فدايِ سر تو ***