دو دستش حامی عرش ازل
وحید شکریپسندیدن81
بازدید40.4K
دو دستش حامی عرش ازله کلامش معنی ضرب العجله نگاهش رازق جن و بشره همیشه در میدان شاه مثله برو میدون که بفهمند کیه سردار کیه عباس برو میدون که بفهمند کیه کرار کیه عباس ببر آن نقابو از رو که ببینند کیه سلطان بزن آن نعرهی حق را که ببینند کیه غرّان کیه هاشمی نصب، کیه حیدری لقب کیه ماه انجمن، کیه شاگرد حسن شُکرَکَ یا الله سر سفرهی عباسم مجنونم و حیرانم آشفتهی عباسم ابوفاضل یا ابالفضل... دو ابرویش چون خنجر دو سَره دوتا تیغی که مخصوص جگره با برق چشماش کُشته دشمنا رو همینو دقت کن خیلی هنره برو میدون که بفهمن چیه هیبت کیه عباس برو میدون که بفهمن چیه غیرت کیه عباس برو میدون که بفهمن کیه جبار کیه غوغا بزن آن مشک و به دریا که بفهمن کیه سقا کیه قتال القوی، کیه فرزند علی کیه کاشف الکُرَب، کیه تیغ سیقلی موج همه دریاها از فوت ابوالفضله چشم ید بیضاها از فوت ابوالفضله موسی که رود بالا پیش قدومش دریا این معجزه از صدها یک فوت ابوالفضله عبایش معنی سِترُالقمره گل رویش عقلو از سر میبره عجب چشمایی که همتا نداره قمر اندر قمر کلا قمره دلبر و دلداده و دلدار ابالفضل ای پسر حیدر کرار ابالفضل برو میدون که ببینند کیه سالار کیه عباس برو میدون که ببینند کیه شاهکار کیه عباس برو میدون که بفهمند کیه حیدر کیه تکبر برو میدون که بفهمند کیه محشر کیه برتر کیه آخرین مدد، کیه مقتدای من کیه عباس علی، کیه شیر صف شکن دلها همه مخلوقش سر کرده ابالفضله تیغها همه سر پائین برنده ابالفضله عالم همه فانی و پاینده ابالفضله شیران همه خاموش و غرنده ابالفضله